دردودل

باغبانی پیرم

که به غیر ازگلها ازهمه دلگیرم

کوله ام غرق غم است

آدم خوب کم است

عده ای بی خبرند

عده ای کور وکرند

اندکی هم پکرند

ومیان رفقا عده ای همچو شما تاج سرند

اطلاعیه تاخیر!

سلام دوستای خوبم

به قول 192:امروز برابر است با 20فروردین سال1391و...

میخوام به اطلاعتون برسونم که من تا آخر خرداد ماه احتمالا هریکی-دو هفته یکبار آپ میکنم

بالاخره باید به داد درسام هم برسم دیگه...  

البته این به این منظور نیست که بهم سر نزنیدااا...

همچنان منتظرتون هستم...

Hamideh

فرهنگ لغت (طنز)

:دنبال یه لقمه نونAfter noon

:دنبال یه لقمه نون حلالGood After noon

:داداشم بردDashboard

پورتال:آدم قد بلند فقیر را گویند

:نون بربری فانتزیBurberry

کیلو وات:کیلو چنده؟

شومینه:این شوهر منه

کار از کار گذشت:سبقت گرفتن یک اتومبیل از اتومبیل دیگر

عقربه:عقرب مونث

صفت:سه آدم چاق

باکتری:از کتری استفاده کن! با قوری نه

عاشقم:آشی که در دوران غم پخته شود

کته ماست:آن گربه مال ماست

عجب شیر:احساس رضایت از مطبوع بودن شیر

سوغاتی:بسیار عصبانی

سیزده بدر

http://dl.rasht.us/uploads/13016911071.jpg

سیزده تون بدر

دشمناتون دربدر

بد خواهاتون خاک به سر

دوستاتون گل به سر

خوشی هاتون صد برابر

فرهنگ لغت خاله،عمه،دايي،عمو(طنز)


خاله

معناي لغوي : خواهر مادر

معناي استعاره اي : هر زني که با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد .

و.....

عمه

معناي لغوي : خواهر پدر

معناي استعاره اي : هر زني که با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني که مادر چشم ديدنش را نداشته باشد .

و....

ادامه نوشته

شوخی با داستانهای دوران دبستان

گاو ما ما می کرد

گوسفند بع بع می کرد

سگ واق واق می کرد

و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد

او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.

او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

بهترین پ ن پ ها

http://www.parsamob.com/wp-content/uploads/2011/12/55b31832195b9c92ae938d702ea3879c.jpg


برترین ها به نقل از مجله یکشنبه :

*به دخترعموم که ۵ سالشه میگم: دخترا موشن مثه خرگوشن

میگه پ ن پ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم

اصلا یه وضعی شده به خدا!

*دوستم میگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه؟

میگم پ ن پ از صندوق ذخیره سازمان اوپک کم میشه!

*میخوایم بریم خونه جدیدمون، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم؟! میگم: پ ن پ راست کلیک کن، کات شون کن، برو تو خونه جدیده پیست کن!

*به دوستم اس ام اس زدم میگم کلاس تشکیل نمیشه. جواب داده یعنی استاد نیومده؟ میگم پ ن پ رفته قایم شده همه دارن دنبالش میگردن.

*لباس خریدم. کارت عابرمو گذاشتم رو میز میگم ۲۰۱۵٫ میگه رمز کارتته؟

میگم پ ن پ تلفنمه. دادم مزاحم بشی.

*تو اتوبان گشت نامحسوس یه ماشینو گرفته بود. راننده ماشینه به پلیسه میگه می خوای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پ ن پ با دوتا همکارام می خواستیم منچ بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم.

*نصف شب ماشین خاموش شده زنگ زدم میگم بابا باطری ماشین تموم کرده روشن نمیشه. میگه یعنی خالی شده؟

پ ن پ واقعا تموم کرده دارم میبرم خاکش کنم گفتم ببینم تو هم میای؟

*به پسرخاله ام می گم تب کردم میگه؛ مریض شدی؟ می گم پ ن پ دمای بدنمو بردم بالا ببینم فنش کار میفته یا نه.

*یارو میره سردخونه میگه: بی زحمت جسد پدربزرگمو تحویل بدین.

میگن: می خوای خاکش کنی؟

پ ن پ میخواهم تا گارانتیش تموم نشده ببرم عوضش کنم.

*رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟

پ ن پ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم.

*داشتم می رفتم طرف ماشینم یهو دیدم افسره داره یه چیزی می نویسه!

گفتم: داری جریمه ام می کنی؟

پ ن پ دارم اسمتو پشت کارت دعوت عروسیم می نویسم. میای؟

*رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟

میگه برا کباب؟ پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام.

*خوابیدم تو آفتاب دوستم اومده میگه داری آفتاب می گیری؟

پ ن پ دارم فتوسنتز می کنم!!

*دارم میرم به ماهیه غذا بدم، میگه می خوای بهش غذا بدی؟ پ ن پ بهش پول میدم هرچی خواست بخره.

*تصادف کردم تو جاده ماشینم تا نصف عقبش رفته زیر تریلی ۱۸ چرخ. اعصابم خورده. یارو می بینه این صحنه رو بهم میگه

تصادف شده؟! گفتم پ ن پ مسابقه فوتباله مردم جمع شدن از رادیو ماشین دارن گوش میدن! ماشینو گذاشتن زیر تریلی هیجانش

بیشتر شه!!


 

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی...



بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خسته گی مو در میکنم!
شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده ی لای کتاب،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خسته گی مو در میکنم!
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور،
برق کفش جفشده تو گنجه ها،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خست هگی مو در میکنم!
عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خسته گی مو در میکنم!
بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خسته گی مو در میکنم....




عیدتون مبارک

از آجيل شب عيد چند پسته لال مانده

آنها که لب گشودند ، خورده شدند

و آنها که لال ماندند ، شکستند

دندانساز راست مي گفت :

پسته ي لال دندان شکن است